بیش فعالی در کودکان
اختلال نارسایی توجه / بیش فعالی (ADHD) یکی از شایعترین اختلالات روانی در دوره کودکی است (ولریش و همکاران، 2015). طبق ویراست پنجم راهنمای آماری و تشخیصی اختلالهای روانی (2013)، این اختلال با سه علامت اصلی مشخص میشود: بیتوجهی، بیشفعالی و تکانشگری. در این مجموعه تشخیصی، نشانههای مرضی برای هر یک از این سه علامت ذکر شده است.
برای تشخیص اختلال نارسایی توجه / بیشفعالی، لازم است که شش یا بیشتر از شش مورد از نشانههای مرضی بیتوجهی یا بیشفعالی/تکانشگری به مدت حداقل 6 ماه ادامه داشته باشد و برخی از نشانهها قبل از سن 12 سالگی وجود داشته باشند که موجب تخریب عملکرد کودک شده باشند. همچنین، نشانههای مرضی اختلال بیشفعالی باید حداقل در دو یا بیشتر از دو محیط (مانند خانه و مدرسه) مشاهده شوند و از نظر بالینی تخریب قابل ملاحظهای در کنشهای اجتماعی، آموزشی یا شغلی ایجاد کنند.
ویراست پنجم راهنمای آماری و تشخیصی اختلالهای روانی همچنین سه نوع برای دریافت تشخیص اختلال نارسایی توجه / بیشفعالی تعیین کرده است:
- اختلال نارسایی توجه / بیشفعالی (ADHD) نوع مختلط: اگر ملاکهای بیتوجهی و بیشفعالی/تکانشگری در 6 ماه گذشته وجود داشته باشد.
- اختلال نارسایی توجه بیشفعالی، نوع غالب بیتوجهی (ADD): اگر ملاکهای بیتوجهی بدون ملاکهای بیشفعالی/تکانشگری در 6 ماه گذشته وجود داشته باشد.
- اختلال نارسایی توجه بیشفعالی، نوع غالب بیشفعالی/تکانشگری: اگر ملاکهای بیشفعالی/تکانشگری بدون ملاکهای بیتوجهی در 6 ماه گذشته وجود داشته باشد.
برخلاف باورهای اولیه درباره این اختلال، نارسایی توجه / بیشفعالی با افزایش سن کودکان از بین نمیرود و 65% از موارد، این تشخیص در دوره نوجوانی نیز تداوم مییابد (ولریش و همکاران، 2015). اگرچه ممکن است کودکان در سنین نوجوانی و بزرگسالی واجد همه ملاکهای اختلال نارسایی توجه / بیشفعالی نباشند، اما کودکانی که قبلاً این تشخیص را دریافت کردهاند، در سنین بالاتر پیشرفت تحصیلی کمتری دارند، وضعیت اقتصادی پایینتری را تجربه میکنند و احتمال بیشتری برای ابتلا به اختلال شخصیت ضداجتماعی یا سوء مصرف مواد دارند (مانوزا و همکاران، 1993).
اختلال نارسایی توجه / بیشفعالی در پسران شایعتر از دختران است و نسبت ابتلای پسران به دختران در جمعیت عمومی 4 به 1 و در مراجعان به درمانگاه 9 به 1 بوده است. میزان شیوع اختلال نارسایی توجه / بیشفعالی در کودکان دبستانی 3 تا 5 درصد برآورد شده است. راهنمای تشخیصی و آماری اختلالهای روانی ویراست پنجم، در رابطه با شیوع اختلال کمبود توجه / بیشفعالی نیز گزارشهای متفاوتی ارائه داده است.
کارکردهای اجرایی در اختلال بیشفعالی
هنگامی که کارکردهای اجرایی در اختلال بیشفعالی مختل میشوند، فرد ممکن است، صرفنظر از اینکه ظرفیتهای شناختی باقیماندهاش چقدر خوب و سالم هستند یا نمرات وی در آزمونهای مربوط به مهارتها، دانش و تواناییها چقدر بالا هستند، دیگر قادر به مراقبت رضایتبخش از خود، انجام کار مفید به نحو مستقل یا حفظ روابط اجتماعی بهنجار نباشد. نارساییهای شناختی معمولاً مستلزم کنشها یا حوزههای کنشی خاص هستند، در حالی که اختلالهای کارکردهای اجرایی در اختلال بیشفعالی جنبه فراگیر دارند و همه جنبههای رفتار را تحت تأثیر قرار میدهند.
بسیاری از مشکلات رفتاری ناشی از کارکردهای اجرایی در اختلال بیشفعالی حتی برای مشاهدهگران بیتجربه نیز آشکارند. با این حال، برخی از نارساییهای کارکردهای اجرایی چندان واضح نیستند. شاید وخیمترین این مشکلات، از دیدگاه روانی اجتماعی، اختلال در ظرفیت فرد برای شروع فعالیت، کاهش یا فقدان انگیزه، نارسایی در طرحریزی و انجام فعالیتهای متوالی تشکیلدهنده رفتارهای هدفمند باشند.
کارکردهای اجرایی در اختلال بیشفعالی، کارکردهای عالی دستگاه شناختی هستند که به مجموعهای از تواناییهای شناختی شامل خودگردانی، خودآغازگری و بازداری، برنامهریزی استراتژیک، انعطاف شناختی و کنترل تکانش اشاره دارد. اگرچه تعریف کارکردهای اجرایی هنوز در مرحله تحول است، اما اغلب پژوهشگران بر این باورند که این اصطلاح باید برای آن دسته از مدارهای مغزی که سایر کارکردهای شناختی را اولویتبندی، یکپارچه و تنظیم میکنند، به کار رود.
این کارکردها بسیار گسترده هستند، اما اهم آنها شامل برنامهریزی، سازماندهی، حافظه کاری، خودتنظیمی، بازداری پاسخ و انعطافپذیری است.
سازماندهی
سازماندهی به توانایی تنظیم یا قرار دادن اشیا بر اساس یک سیستم مشخص اطلاق میشود (کریک، 2018). عملیات سازماندهی شامل فعالیتهایی است که واحدهای اطلاعات را که در ابتدا نامرتبط به نظر میرسند، به هم مرتبط و متداعی میسازند (کرمی نوری، 1396).
در سطح پایین، سازماندهی شناختی از حواسپرتی جلوگیری میکند. در سطح بالاتر، این مهارت به افراد اجازه میدهد زمان را به طور مؤثر مدیریت کنند، اولویتهای خود را کنترل نمایند و سلسله مراتب تکالیف را حفظ کنند (گارنر، 2009). سازماندهی در هر دو سطح باعث بهبود موفقیت در کلاس درس کودک دارای اختلال بیشفعالی میشود. همچنین، سازماندهی درونی ساختار دانش، الگوی شناسایی و حل مسئله را بهبود میبخشد (مایر، 1991، به نقل از گارنر، 2009).
ناتوانی کودک دارای اختلال بیشفعالی در سازماندهی تکالیف چالشانگیز و جدید احتمالاً در اثر ضعف این کودکان در کارکرد سازماندهی است. یافتهها نشان دادهاند که سازماندهی به طور عمده به عملکرد مناسب کورتکس و فرونتال و پروفرونتال مربوط میشود (بارکلی، 1998 و 2011، به نقل از علیزاده، 1395).
بازداری
بارکلی در مفهومسازی از کارکرد بازداری بیان میکند که بازداری به سه فرآیند مرتبط با هم اشاره دارد:
- بازداری از پاسخ غالب آغازین به یک رویداد.
- متوقف کردن پاسخهای جاری، که بدین وسیله امکان تأخیر در تصمیم به پاسخ دادن فراهم میشود.
- حفاظت و مراقبت از این دوره تأخیر در برابر قطع شدن و به هم خوردن توسط رویدادها و پاسخهای رقیب (کنترل تداخل) (اسکرس و همکاران، 2014).
بارکلی (1997) مدعی است که بازداری رفتاری ضعیف، نارسایی و نقصان محوری در اختلال نارسایی توجه / بیشفعالی است و استدلال میکند که نارسایی بازداری مسئول نارساییهای ثانویه در سایر کارکردهای اجرایی است. بدین ترتیب، این مدل بازداری را بالاتر از همه کارکردهای اجرایی دیگر قرار میدهد (سرجنت و همکاران، 2012).
در این مدل، اختلال نارسایی توجه / بیشفعالی، حافظه کاری و طرحریزی تحت تأثیر کودک در بازداری قرار میگیرد. شایان ذکر است که در مدل بارکلی، بازداری با سایر کارکردهای اجرایی که اصطلاحاً «خط پایین» فرض میشوند، رابطه علی ندارد. به بیان دقیقتر، بازداری باید وجود داشته باشد تا حافظه کاری، خودنظم بخشی، درونیسازی گفتار و بازسازی، فرصت بروز بیابند (ولف، 2014).
هماهنگ با مدل بارکلی، پنینگتون و اوزونوف (1996) در مرور ادبیات پژوهشی در پنج حوزه کارکردهای اجرایی نتیجه گرفتند که کودکان مبتلا به اختلال نارسایی توجه / بیشفعالی نارساییهایی در بازداری حرکتی نشان میدهند. در مجموع، درباره این موضوع که نارسایی کارکرد اجرایی در اختلال نارسایی توجه / بیشفعالی اختصاصاً با بازداری ارتباط دارد، اتفاق نظر وجود ندارد (اسکرس و همکاران، 2014).
توجه انتخابی
نظریههای غالب درباره اختلال نارسایی توجه / بیشفعالی پیشنهاد میکنند که بیتوجهی، بیشفعالی و تکانشگری ممکن است ناشی از نارساییهای زیربنایی مؤلفههای توجه باشند (برای مثال، بارکلی، 1997). نظریه پاسنر و ریکله (1994، نقل از سوانسون، 2013) از جمله مدلهای معروفی است که در زمینه تبیین نارسایی توجه در اختلال نارسایی توجه / بیشفعالی به کار رفته است.
این مؤلفان در پژوهشهای خود سه شبکه مربوط به توجه را شناسایی کردهاند: شبکه هشداردهنده، شبکه جهتیابنده و شبکه کنترل اجرایی.
حافظه کاری
راپورت و همکاران (2011، به نقل از ولف، 2014) نارسایی حافظه کاری را به منزله نقص محوری یا اولیه اختلال نارسایی توجه / بیشفعالی دانستهاند. از این دیدگاه، حافظه کاری به عنوان فرآیندی تعریف میشود که اطلاعات را ایجاد، حفظ و دستکاری میکند و امکان رفتار سازمانیافته معطوف به آینده یا مهارتهای حل مسئله را فراهم میسازد.
در حقیقت، پاسخها یا رفتارهای سازمانیافته وابسته به فرآیندهای حافظه کاری هستند و مشکلات مربوط به مهارتهای حافظه کاری به آشفتگی و نابسامانی، خستگی، بیتوجهی و ناکامی منجر میشوند. فروپاشی حافظه کاری به ایجاد رفتارهای تحریکجویانه (بیشفعالی و تکانشگری) در کودکان منجر میشود.
راپورت و همکاران (2011، نقل از ولف، 2014) نیز مانند پنینگتون (1994) نتیجه میگیرند که نارسایی بازداری یا ناتوانی در بازداری مناسب پاسخها در اختلال بیشفعالی، محصول فرآیندهای حافظه کاری است.
همانند نظریههای بازداری که نارسایی بازداری را نارسایی اولیه و اصلی فرض کردهاند، برخی از نظریههای حافظه کاری (که به دو نمونه در بالا اشاره شد) نیز نارساییهای حافظه کاری را تبیینکننده اختلال کارکرد اجرایی دانستهاند.
انعطافپذیری
انعطافپذیری شناختی به توانایی انسان برای سازگار کردن راهکارهای فرآیند شناختی اطلاق میشود که به منظور مواجهه با شرایط جدید و غیرمنتظره در محیط به کار میرود. انعطافپذیری شناختی در ارتباط با کارکرد اجرایی به توانایی انتخاب پاسخ عملی در بین گزینههای موجود و مناسب و استفاده از خلاقیت اشاره میکند.
کارکردهای اجرایی و انعطافپذیری، کانون نظریههای اخیر عصب روانشناختی کودکان در معرض خطر ناتوانی، به ویژه کودکان مبتلا به اختلال نارسایی توجه / بیشفعالی میباشد.
اختلال نافرمانی مقابلهای (ODD)
یکی دیگر از انواع بیش فعالی، اختلال نافرمانی مقابلهای است. این اختلال یکی از رایجترین اختلالات رفتاری در کودکان و نوجوانان میباشد که گاهی با پرخاشگری، عصبانیت و رفتار کینهتوزانه همراه است. این کودکان تحریکپذیری بالایی دارند و زود از کوره در میروند. ODD بیشتر در کودکانی که اختلالات دیگری مانند اختلال یادگیری، اختلال ADHD، افسردگی و یا اختلال اضطرابی دارند، بوجود میآید.
کودکان دارای اختلال بیش فعالی به شدت از والدین یا معلمان خود سرپیچی میکنند و میل به مخالفت با قوانین دارند. این رفتار ممکن است به همین دلیل در برقراری ارتباط با همسالان دچار مشکل شوند و بسیار منزوی باشند. روشهای درمانی این اختلال شامل خانوادهدرمانی و رواندرمانی است. (در موارد بسیار کمی از دارو درمانی استفاده میشود) برای تشخیص درست و درمان باید از متخصصان بالینی این حوزه کمک گرفت.
سوالات متداول
آیا عوامل زیستی و محیطی در ابتلا به اختلال بیش فعالی همراه با نقص توجه نقش دارند؟
همانند سایر اختلالات روانشناختی، عوامل زیستی و محیطی در ابتلا به اختلال بیش فعالی و نقص توجه نقش دارند. پژوهشهایی در این مورد انجام شده است که نتایج آنها نشان میدهد که نقش عوامل زیستی در ابتلا به این اختلال بیشتر از عوامل محیطی است و تأثیر آن حدود 75 درصد میباشد. برای مثال، والدی که خود مبتلا به این اختلال باشد، احتمال مبتلا شدن فرزندش به این اختلال را بالا میبرد. همچنین وجود حالت کمخونی در کودک و تجربه محرکهای استرسزا توسط مادر در دوران بارداری نیز از عوامل محیطی ابتلا به اختلال بیش فعالی همراه با نقص توجه میباشد.
اختلال بیش فعالی چه علائمی دارد؟
اختلال بیش فعالی از نوع تکانشگری غالب: فرد در این نوع اختلال فعالیت حرکتی زیادی دارد، مانند تکان دادن مداوم بدن، دستها و پاها و انجام حرکات فیزیکی کوچک. فرد در توجه و تمرکز خود مشکل دارد و به راحتی حواسش پرت میشود. او به صورت تکانشی رفتار کرده و توانایی کنترل خود را ندارد.
اختلال بیش فعالی از نوع بیتوجهی غالب: فرد در این اختلال حواسش به راحتی پرت میشود و نمیتواند توجه خود را به مدت طولانی به چیزی معطوف کند. به جزئیات توجه نمیکند و به تنهایی توانایی به پایان رساندن کامل و درست کارها را ندارد و به صورت سرسری انجام میدهد.
اختلال بیش فعالی از نوع مرکب: رایجترین نوع بیش فعالی است که در این نوع اختلال، فرد معیارهای نوع بیشفعالی و نوع بیتوجهی را با هم دارد.
جنسیت چه نقشی در ابتلا به اختلال بیش فعالی همراه با نقص توجه دارد؟
طبق پژوهشهای انجام شده، میزان ابتلا به اختلال بیش فعالی همراه با نقص توجه در پسران سه برابر دختران میباشد. در بین پسرانی که در سن رفتن به مدرسه هستند، میزان ابتلا به این اختلال 9 درصد میباشد، در حالی که در دختران این میزان 3 درصد است.
نتیجهگیری
والدین نباید هر رفتار محکم و تصمیمات راسخ کودک دارای اختلال بیش فعالی را لجبازی تعبیر کنند. کودکان لجباز میل به وادار کردن والدین از طریق مخالفت کردن، گریه کردن، غرزدن و… به انجام خواستهها و به کرسی نشاندن حرف خودشان دارند. لجبازی در 2 تا 3 سالگی کودک به اوج خود میرسد، یعنی زمانی که کودک از والدین خود برای عملی که انجام میدهد، بازخورد دریافت میکند.
بسیاری از کودکان دارای اختلال بیش فعالی لجباز دچار اختلال خلقی هستند و میزان میل به استقلال در این کودکان بالا میباشد. لجبازی یک رفتار نابهنجار است که میتواند در آینده تأثیرات مخربی بر روی سلامت روان کودک داشته باشد. برای تشخیص و درمان مناسب میبایست از متخصصان حوزه روانشناسی کمک گرفت.
نویسنده: دکتر نیلوفر تحقیقی احمدی

